تبليغاتX
قطره بارانم

قطره بارانم

بارون جدایی

چرا بمیرم واسه اون کس که واسم تب نکنه

حتی یه روزی در غم غم های من شب نکنه

+نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت22:44توسط لیلا | |

خدایا چه دارد آنکه تو را ندارد و چه ندارد آنکه تو را دارد

حضرت محمد فرموده اند که خدا با من تکلم کرد و فرمود :ای محمد من هر گاه بنده ای را دوست داشته باشم سه چیز به او عطا می کنم :دل او را محزون می کنم .و بدن او را بیمار می کنم و دست او را از مال دنیا خالی می کنم .و هر گاه بنده ای را دشمن داشته باشم سه چیز به او می دهم :دل او را شاد می کنم و بدنش را صحیح می گردانم و دست او را از اموال دنیویه پر می کنم و فرمود که مردم همه مشتاق بهشتند و بهشت مشتاق فقراست .و مروی است که فردای قیامت جمله ی زهاد و عباد از تقصیر طاعت خود عذر خواهند .و حق تعالی از فقزا عذر خواهی می کند و فرماید :ای بنده ی من دنیا را به تو ندادم نه از این جهت بود که دنیا به تو حیف بود بلکه از آن جهت که تو به دنیا حیف بودی .

دنیات نداده ام نه از خاری توست       کونین فدای یک نفس زاری توست

هرچند دعا کنی اجابت نکنم              زیرا که مرا محبت زاری توست

برخیز و بر صفوف اهل قیامت بگذر و هر که را که بینی بر تو حقی داشته باشد و در دنیا بر تو اکرامی کرده باشد دست او را بگیر و با خود به بهشت بر و فرمود :که بسیار با فقرا آشنایی کنید و بر ایشان حق خود را ثابت کنید که از برای ایشان دولتی خواهد بود .شخصی عرض کرد که چه دولتی از برای ایشان خواهد بود ؟فرمود که در روز قیامت به ایشان خطاب خواهد شد که نگاه کنید هر که شما را قرص نانی ،یا شربت آبی ،یا جامه ای داده باشد دست او را بگیرید و به بهشت برید .

+نوشته شده در سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت19:31توسط لیلا | |

دم غروب ،میان حضور خسته ی اشیا

نگاه منتظری حجم وقت را میدید

دلم گرفته

دلم عجیب گرفته است

و هیچ چیز

نه هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف نمی رهاند

و فکر می کنم

که این ترنم موزون حزن تا به ابد

شنیده خواهد شد

چرا که گرفته دلت

مثل اینکه تنهایی

چقدر هم تنها

خیال می کنم

دچا آن رگ پنهان رنگ ها هستی

دچار یعنی عاشق

و فکر کن که چه تنهاست

اگر که ماهی کوچک دچار آبی دریای بی کران باشد

چه فکر نازک غمناکی

...............................................

معذرت که دیر آپ می کنم

زندگیه دیگه .سختی داره کار داره

امتحان داره .راستی برای دوستم زیبا دعا کنید .کمی ناخوش احواله و روحیه اش خرابه

+نوشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت17:36توسط لیلا | |

حلول ماه مبارک رمضان رو به همه ی مسلمین جهان تبریک میگم .

امیدوارم به نظافت دلهامون بیشتر اهمیت بدیم

 

+نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت0:18توسط لیلا | |

باز دوباره صبح میشه و سیاهی ها کنار میرن و نور الهی همه جا رو روشن می کنه .

همه شروع به تلاش و کسب روزی خودشون میرن .شهر دوباره زنده میشه .همه مغازه ها باز میشن .

سنگ فرش خیابون گرم میشه از بس لاستیکای ماشین از روش رد میشن ومیان و میرن .

آدم نفسش میخواد بند بیاد از دود و صدای بوق های ماشین .

هیچ کس حوصله ی موندن تو ترافیک رو نداره .

انواع فحش ها رو میشه شنید از تو ترافیک ها .

شب چه خوبه .

همه جا ساکت ،همه جا آروم ،نه دودی هست ،نه صدایی ،نه ترافیکی ،نه فحش دادنی .

شبتون به خیر

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت21:33توسط لیلا | |

سلام به همه .امروز روز خبرنگار بود .منم یه مدتی خبرنگار بودم .پس روزم مبارک .

این روز رو به همه ی خبرنگاران تبریک میگم

و امیدوارم همیشه قلمشون برای آبادی ایران بر روی صفحه ی کاغذ بگرده.

حق رو بنویسن و دنبال حقیقت باشند .

زنده باشید

+نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت20:46توسط لیلا | |

 

این عشق آتشین زدلم پاک نمی شود 

 مجنون به غیر خانه ی لیلا نمی شود

بالای تخت یوسف کنعان نوشته اند

هر یوسفی که یوسف زهرا نمی شود

                

+نوشته شده در جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت21:6توسط لیلا | |

روزای سه شنبه و چهارشنبه از صبح کلاس دارم تا ساعت 7 .صبح به زور بیدار میشم و بعد راهی دانشگاه میشم .

ساعت 7:20 اتوبوس میاد و من 7:10 دقیقه سعی می کنم تو ایستگاه باشم.

قبل از اینکه اتوبوس بیاد دو تا سرویس میاد که یکیش سرویس بیماران و ناتوانان جسمیه و یکی دیگه سرویس ناتوانان ذهنی.

امروز که اونا رو دیدم گفتم بی دلیل نیست که اینا رو من میبینم .

اینا رو خدا نشونم میده که بهم بگه فکر نداشته هات رو نکن .فکر اونایی رو بکن که داری.

ممکنه یه چیزایی نداشته باشی ولی چیزایی داری که بعضی ها اونو هم ندارن .

واقعا اینجوریه ها

ما به نداشته هامون همیشه فکر می کنیم .نه به داشته هامون .ما تن سالم داریم .

این بزرگترین هدیه خداونده که نصیب خیلی ها نشده .

خدایا بازم میگم ممنونم .

خدایا من خوشبختم .من اعتراف می کنم که خوشبختم .اگه چیزی گفتم که ناراحت شدی از دستم، معذرت می خوام .

خدایا هیچ وقت داشته هامو ازم نگیر .

خدایا ما خیلی چاکریم .

               

+نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت21:45توسط لیلا | |

همینجام

کنار تو

کمی دستت رو دراز کنی بهم میرسی

دستتو دراز کن

نترس .اگه بیفتی میگیرمت

بهم اعتماد کن  

من نزدیکی های تو ام

اگه با من باشی همیشه با منی

تو تنها نمی مونی با من

من همیشه با تو ام

همیشه در کنارتم

فقط باید دستتو دراز کنی

هر وقت که بخوای

 من همیشه در کنار تو ام .

با کمی فاصله

              برداشت آزاد از دلنوشته های خودم

+نوشته شده در چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت17:30توسط لیلا | |

چیست خوشبخی؟

دختری کوچک کنار خیابان از من پرسید

چیست خوشبختی؟

آیا بوییدنی است ؟

آیا خوردنی است ؟

آیا دیدنی است ؟

یا که شنیدنی است ؟

یا شاید هم لمس کردنی است ؟

او گفت

من تمام نداشته هایم را خوشبختی میدانم .

من هیچ چیز ندارم

پس خوشبختی ندارم

من هیچ کسی را ندارم

پس خوشبختی را ندارم

به من گفت تو چه ؟

خوشبختی داری؟

کمی به دور و برم فکر کردم

دیدم نه من خوشبختی دارم .

چیزی ندارم اما تنی سالم دارم و آینده ای

در پیش رویم .

گفتم آری من خوشبخت ترینم .

خوشبختی حس کردنی است

من حسش می کنم .

                    برداشت آزاد از دلنوشته های خودم

 

                    

+نوشته شده در سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت22:0توسط لیلا | |

همه گویند که گل خار به پهلو دارد

پس جرا جای من خار به پهلوی تو نیست

+نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت23:54توسط لیلا | |

گوزلییردیم سنی

باهارین بیرینجی گونونده

قارا بولوت یوخ بو گونده

آغ بولت لار بیر بیرینه سیخیلمیشدی

دئدیم سن گلرکن

سنار بولوتلار

آچیلار هاوا

گلمدین

گوز یاشلاریم قاینادی بخار اولدو

قاریشدی دومانا

یاغیش یاغدی

اونداکی من آنامینان گوروشدوم ،اوپوشدوم

بیر دفعه ده سن گئچن یول

آغ گئییندین

آخی یاغیش قارا دوندی

کولگ اولدو

گوزلر دولدو گلمه دین

ایندی گوزلییرم سنی

گلن بایرامدا

+نوشته شده در شنبه سوم مرداد 1388ساعت0:40توسط لیلا | |

بو نی چالان بو گئجه آیریلیق هواسی چالیر

 (این نی نواز امشب آهنگ جدایی می نوازد)

نیین یانیخلی سسی اود سالیر اوره ک چابالیر

(صدای سوزناک نی آتش به پا می کند و دل به تب و تاب می افتد)

سن ایستسن گئدسن گئت گوزوم دالونجا قالیر

(تو اگر قصد رفتن داری برو چشمانم به دنبالت میماند )

اورکده غم قوشو سن گئتسن آشیانه سالیر

(اگر تو بروی پرنده ی غم در دل آشیانه میسازد)

منه اولوم بو گئجه آیریلیق دان آساندی

(امشب برای من مردن از جدایی آسانتر است )

آماندی گئتمه دایان گئتمه قال جانیم یاندی

( مبادا بروی صبر کن بمان جانم سوخت )

پولاددان اولسا اوره ک آیریلیق غمی اریدیر

(اگر دل از پولاد هم باشد غم جدایی آنرا ذوب می کند.)

بو اود داشی کول ائدیر یئل کولون هوایه سپیر

(این آتش سنگ را خاکستر می کند و باد خاکستر آن را به هوا پراکنده می کند)

او گئتسه جان بدنیمدن چیخیب دالیجا گئدیر

(اگر او برود جان از تنم در آمده و به دنبال او می رود)

بو غربت اولکه ده کیم من غریبی دفن ائلییر

(در این سرای غربت چه کسی من غریب را دفن می کند)

الهی آیریلیق اوز سئوگیلیندن آیریلسین

(پروردگارا کاری کن تا جدایی از عشق خود جدا شود)

زمانه دفتر عمرون همیشه لیک جیرسین

(روزگار دفتر عمرش را برای همیشه پاره کند )

منیم ستاره بختیم همیشه لیک باتدی

(ستاره ی بخت من برای همیشه خاموش شد)

بو آیریلیق منی ییخدی مرامینه چاتدی

(این جدایی مرا به زمین انداخت و به مرادش رسید)

شراب عیشیمه جان یاندران زهر قاتدی

(کسی که برایم جان میسوزاند به شرابم زهر جان سوز ریخت )

سینمده بیر قوجامان داغ کیمین دومان یاتدی

(درون سینه ام مه ای مانند یک کوه کهنسال نشاند)

معاف ائدیب بیزی بیگانه لر بلالردن

(بیگانه ها اکنون ما را از بلایا معاف کرده اند )

بلا چکیر باشیمیز ایندی آشنالردن

(حالا سرما از آشناها بلا می کشد)

آماندی گئتمه من بینوادن آیریلما

(قسمت می دهم که نروی از من بیچاره جدا نشوی )

یادین دالیجا گئدیب آشنادن آیریلما

(به دنبال بیگانه رفته و از آشنایت جدا نشو)

بنفشه غنچه سی باد صبادن آیریلما

(غنچه ی گل بنفشه از باد صبا جدا مشو )

خمار باخان گوزووه آغلایان گوزوم قوربان

(چشمان گریانم فدای نگاه خمارت باد )

گوزوم ،سوزوم،غزلیم ،دفتریم ،اوزوم قربان

(چشمم ،حرفم,غزلم،دفترم ،و خودم فدای تو )

گوزل لرین گوزلی شاهکار خلقت سن

(زیباترینه زیبا رویان و شاهکار خلقتی)

قیزیل گولون بوداغی زینت طبیعت سن

(شاخه ی گل سرخ و زینت طبیعتی )

یازین سحر چاغیسان بیر پارا لطافت سن

(مثل سحرگاه فصل بهاری تو یک پارچه لطافت هستی )

حقیقتا کی لطافت ده بی نهایت سن

(واقعا که در لطافت بی نهایتی تو )

قاران قولوق گئجه نین پارلاق اولدوزو گئتمه

(ستاره ی درخشان شبهای تار نرو)

وفالی شاعروی بوندان آرتیق اینجیتمه

(شاعر باوفایت را بیش از این آزار مده )

سنی قسم وئریرم قهرمانلار ایمانینا

(تو را قسم می دهم به ایمان قهرمانان )

اورکده حسرتی اولموش جاوانلارین قانینا

(به خون جوانانی که آرزو به دل مرده اند)

شهید راه حقیقت اولانلارین قانینا

(به خون شهیدان راه حقیقت)

شرفلی خلق لرین ایستی قانلی میدانینا

(به میدان جنگ خونین مردان با عزت )

بیر آز دایان بو گئجه آیریلیق شرابین ایچک

(اندکی صبر کن تا امشب شراب جدایی را بنوشیم)

او اکدیگین بو قیزیل گوللرین گلابین ایچک

(گلاب گلهای سرخی را که کاشته ای با هم بنوشیم )

+نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت9:22توسط لیلا | |